X
تبلیغات
حمله به جزیره خارک

رنجر

حمله به جزیره خارک

خاطره ای از پدرم

حمله به جزیره استراتژیک خارک
http://www.bharat-rakshak.com/IAF/History/1960s/Rgvn/SR-Iraq08.jpg

جزيره خارك. سال 1366 ه.ش

صبح يكي از روز هاي گرم جزيره خارك به من گفته شد تا به منطقه عملياتي مورد نظر بروم و در آنجا مشغول خدمت شوم و در صورت حمله هواپيما هاي عراقي به آنها شليك كنم. به ما گفته بودند كه هر كس بتواند يك هواپيماي عراقي را با توپ ضد هوايي منهدم كند به ديدبان توپ و اتش بار توپ يك خودرو پيكان هديه داده مي شود. من هم با اين اميد روزها تلاش مي كردم تا بتوانم يك هواپيماي عراقي را با توپ ضد هوايي (uz-23) منهدم كنم.

بالاخره به مكان مورد نظر رسيدم آن روز تنها بودم و دیدبان نداشتم ، خودم مشغول ديدباني شدم چون آن روز كسي همراهم نيامده بود و من به تنهايي مشغول خدمت بودم. تا حدودهاي ظهر هيچ خبري از وضعيت قرمز نبود و حتي وضعيت زرد هم اعلام نشده بود به همين دليل من زياد گرم ديدباني نبودم تا اين كه حدود ساعت 3 بعد از ظهر وضعيت قرمز اعلام شد كه نشان از حمله هواپيما هاي عراقي به سكو هاي نفتي جزيره بود. حمله بسیار سنگین بود . بیسیم چی مرکز  اعلام کرد که تعدا هواپیما های عراقی زیاد است و من دیگر به کد صحبت نمی کنم ، وضعیت فوق اضطراری است . هر لحظه به یک پست اعلام خطر می کرد. از سمت شرق دو فروند میگ عراقی ، از جنوب ده میگ عراقی ، از شمال شش میگ عراقی و همین طور آمار می داد. من سر جای خودم از ترس میخکوب شدم . بیسیم چی اعلام کرده بود که سی فروند جنگنده میگ عراقی به جزیره حمله کرده است ، روحیه خود را حفظ کنید و به من گوش کنید .

http://cdn.globalaircraft.org/media/img/planes/lowres/su-15_2.jpg
 جايي كه من بودم حدودا در داخل يك دره بود  در بین دو صخره که بدترین گزینه برای عبور یک هواپیما بود  چون خیلی تنگ بود و هواپیما برای عبور از آن باید با مانور کج عبور می کرد و کار هر خلبانی هم نبود . آنجا آخرين راه براي فرار هواپيماهاي عراقي بود . تمام هوا پیما های عراقی شلوغ کاری کردند و اوضاع جزیره را پر تنش کردند تا در این میان یک هواپیمای جنگنده عراقی با زیرکی تمام  توانست از میان آتش توپ های ضد هوایی وارد جزیره شود او کسی نبود جز سرتیپ حمید شعبان فرمانده نیرو هوایی عراق .

http://up.tamishe.ir/images/zadllpgzz2eug8xmlvnh.jpg ژنرال حمید شعبان فرمانده نیرو هوایی وقت عراق

 با مهارت بالای خود به سد دفاعی خارک نفوذ کرد. اما با حمت غيور مردان نيرو هواي موفق نشد تا به سكو هاي نفتي جزيره خارك آسيب جدي بزند و پدافند هوشمند خارك توانست آن را زير قبزه آتش خود بگيرد و عرسه را بر او تنگ كند. اما بالا خره توانست چندین مخزن نفت خام را بزند.

http://www.shana.ir/shanacontent/media/image/2009/09/83784_orig.jpg

در هر صورت ليدر هواپيما هاي عراقي چاره اي نديد جز اينكه  بگريزد و عملیات خودش که زدن سکو های نفتی بود را نا تمام رها کند. ناگهان صداي بيسيم بلند شد كه هواپيما به ضلع غربي جزيره مي رود آماده باشيد.  ناگهان از جا پریدم چون فکرش را نمی کردم که از این طرف بیاید. خود را براي شليك آماده كردم لحظه اي كوتاه متوجه شدم ميگ 21 عراقي به طرف من مي آيد و قصد شليك به من را دارد. جنگنده عراقي بسوي من شيرجه رفت و من هم در اين لحظه پاي خود را روي پدال گذاشتم و شروع به شليك كردم با این کار او از زدن من پشیمان شد و با یک مانور چرخید طوری که خلبان داخل کابین هواپیما را برای چند لحظه از نزدیک دیدم ناگهان هواپيما جهت خود را عوض كرد و از روي سر من گذشت من همين طور در حال شليك بودم كه ناگهان متوجه شدم جنگنده قصد فرار از بین دو صخره را دارد .لوله پوپ را به سرعت به سمت او گرفتم و روی پدال فشار دادم از قسمت عقب هواپيما دود غليظي بلند شد و صداي جنگنده عراقي عوض شد ولي هواپيما سقوط نكرد و فرار كرد. به سرعت به مقر فرماندهي با بي سيم اطلاع دادم كه من توانستم يك هواپيما را بزنم . و بي سيم چي از من پرسيد در كدام منطقه هستي ؟

من موقعيت خود را اعلام كردم و دقايقي بعد افرادي به سراغ من آمدند و از من پرسيند كه آيا هواپيما سقوط كرد؟ من پاسخ دادم كه هواپيما سقوط نكرد ولي ناگهان دود غليظي از آن بلند شد و صداي موتور آن تغيير كرد و فرار كرد. افسران كمي با هم صحبت كردند و به من گفتند كه تو هواپيما را زخمي كردي ولي هوا پيما سقوط نكرد دود ناشي از هواپيما به دليل عمل پس سوز بوده است نه به دليل آسيب جنگنده . من پرسيدم كه پس سوز ديگر چيست؟ در جواب به من گفتند كه هر وقت خلبان خيلي احساس خطر كند و جنگنده در حال نابودي باشد خلبان با فشار دادن دكمه فرار سرعت موتور هواپيما را زياد مي كند و فرار مي كند. تو حتما هوا پيما را زخمي كردي كه خلبان اين كار كرد.

آن شب ساعت نه از رادیو  BBC  شنیدیم که هواپیمای وارد شده به خارک فرمانده نیرو هوایی عراق بود و فهمیدم من به چه کسی شلیک می کردم. فرداي آن روز مرا به مقر فرماندهي اعزام كردند و برگه تشويقي مرا دادند. من هم با خوشحالي به مرخصي تشويقي رفتم. هواپیما را نابود نکردم ولی باعث فرار آن شدم و به آن آسیب جدی زدم.

گروهبان سید خلیل احمدیان
تابستان سال 1366 - جزیره خارک

+ نوشته شده در ۳۰/۶/۱۳۹۱ساعت ۲۳:۲۹ توسط سید پیمان دسته : نظر(4)